▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

سبز است...

صدای ترانه ای

که از تو لای درختان، یاد می کند

زرد است...

نگاه خسته ای

که بی تو از پس افق، غروب می کند

و اما رنگ بی رنگی دل هاست...

وجودت،

در میان حلقه ی دستانی

که بی تو هرگز به یکدیگر سلام نمی کند

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

صدای زجه می دهد، سکوت لحظه های ما

دمی گرفته ای ز من، دمی به جستجوی ما

نـه از تبـار غـربتـی، نـه آشنــای بـی حدم

نه ره گرفته ای ز من، نه می روی به سوی ما

...


ادامه مطلب
+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

توی دلت واسه یکی بمیری

کسی چیزی نمیفهمه...

دوس داشتن جسارت میخواد

اینکه اینقدر وجود داشته باشی

که بری واسه چند لحظه هم که شده،

مزه ی زندگی را روی لباش بذاری...

و اگه بیشتر از این ها دوسش داری

تا ابد زنده نگهش داری

...


ادامه مطلب
+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

همیشه محبت ها را،

بی وقفه نشان بده...

ناراحتی ها باشد برای بعد

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

گاهی چقدر زور می گوید،

همین یک «و» ساده میان من و تو

...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

گران می دانی چیست؟

گران لب های تو بود،

که به قیمت طعم زندگی تمام شد

...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

میدانستید مشکل اصلی ما چیست؟

این است که در بیان مشکلات خود

مشکل داریم...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

زندگی مانند مهمانی آخر شب است،

دستم را که پیش آوردم

رد نکن...

شاید آخرین برخورد ما باشد.

پس این زمان خوش را

با من برقص

...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

اسمت را سر رسید روزهایم کرده ام

تا هم بهانه ی قلب لبریزم باشی،

و هم از روز، نو تر

...

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |

ای کاش انصاف نداشتی

کاش بویی از آدمیت نبرده بودی

تا دلت به رحم نمی آمد و

از خیر من نمیگذشتی...

وقتی نمیدانی چه شوقی دارم

که تو باشی

حتی به قصد سو استفاده از من

...

من می سوزم

تو گر بگیری

+ نگاشته شده در ساعت نويسنده: متین| |


Design By : MATIN