▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

یک ثانیه هم یک ثانیه است

اگر این دل دل باشد

برای داشتن و بودن

می تپد...

همین یک تپش هم یک تپیدن است

و زندگی یعنی همین،

یکی یکی ها

...

+ نگارنده مطلب: متین | |

می دانی

یک روز،

یک جا،

آن چنان دلتنگ می شوی...

تا بفهمی

این دنیا خلقتش چنین است

هرکسی جای خودش را دارد...

اگر در دلت نشست

و رفت

جای خالی اش می شود

ابدی

+ نگارنده مطلب: متین | |

باز هم می گویم این جا عشق نیست

کار ما با هر پلیدی زشت نیست

سایه در نور از تو پیدا می شود

قصه ی وارون هفت و هشت نیست

تا نباشد این مصیبت در سرشت

سهم ما بیش از هرآنچه کشت نیست


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |

نیستم اما دلم در یاد توست

...

با تو بودن آرزویم

لحظه لحظه خواب من

رویای توست...

بنده ی زندان تن،

قفل بدن،

نیستم

اما منم در دام توست

نیستم اما بدان در خاطرم،

 تا ابد،

تنهای تنها نام توست

+ نگارنده مطلب: متین | |

در پس تفکر جمعی،

حماقتی نهفته است که انتها ندارد...

+ نگارنده مطلب: متین | |

من از آسمان هم پرسیدم

خبری از تو نداشت

...


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |

ساعت عقربه ای...

بند انداخته است دور دلم

می چرخد و می چرخد...

هر لحظه دلم تنگ می شود

نفسم حبس می شود

و هر ثانیه حضورت برایم

حیاتیست

+ نگارنده مطلب: متین | |

مردها . . .

ساده هستند

مانند تمام قلعه های عظیم،

یک شبه تصرف می شوند...

اما

این دژ را نگه داشتن مشکل است

...

+ نگارنده مطلب: متین | |

از میان چشمان خواب زده

با اندکی بیداری...

حرکت ظریف رو انداز، توجهم را جلب می کرد

و پاهایی که به نرمی روی پارکت های چوبی فرود می آمد

گیسوانش را سرخ می بست،

مخفیانه نگاهی می کرد

لبخندی میزد و

منتظر میماند تا کاملا بیدار شوم

- چشم در چشم

- مکث چند ثانیه ای . . .

«سلام»

گویای لذت و شوق اولین لحظه ی آشنایی

- تپش

طلوع صبح یعنی این


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |

دنیای بی نظمی زیبا تر است

دنیا اگر مرتب باشد،

آدم ها دسته بندی می شوند

چپ و راست بالا و پایین زیر و روی هم قرار می گیرند

دنیا هارمونی می خواهد... نه نظم

که این در ذات تمام مخلوقات موجود است

پس

نه هر بی نظمی هرج و مرج است و نه هر نظمی، مرتب

+ نگارنده مطلب: متین | |


Design By : MATIN