▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲


▲▼▲ بدترین پسر دنیا ▲▼▲

...توي اين دنيا زنده بودن چقدر سخته... خوب بودن سخت تر

لب ها فرود می آمد از

آن سوی این ماجرا

تن ها چنان گرم و نرم

یاد آور یک شب بی انتها

+ نگارنده مطلب: متین | |

گاهی فاصله ی بودن آدم ها

به اندازه ی یک شب دیدار یکدیگر است

فردای آن شب،

یکی، چشم باز نکرد...

+ نگارنده مطلب: متین | |

شب بود..

هوا و کوچه خیابون مناسب قدم زدن نبود،

ولی ما بهانه های بیشتری واسه این کار داشتیم

یه دستش توی جیبم بود،

یه دستم توی جیبش...


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |

این دیگر چه دنیای غریبیست

آن کس را که خودش را داریم

قدرش را نداریم...

آنچه را نداریم،

آرزو داریم...

وقتی هم زمانی گذشت...

دلتنگ آنچه از دست داده ایم

بی اعتنا به آنچه بدست آورده ایم

...

ما آدم ها دو دسته ایم

یا گرفتار این چرخه می شویم

یا آنکه میبینیم و میفهمیم و میسوزیم...

+ نگارنده مطلب: متین | |

نان را به نرخ روز می خورند

دوستانشان سودشان

حرف هایشان گذراست...

نه بر عهدی پایبندند

و نه جز خود احدی را می بینند

حقیرند اما کثیرند

این ها همان نامردمان نامردند...

+ نگارنده مطلب: متین | |

آدم هایی هستند

که در وهله ی اول خودشانند

و آدم هایی هم هستند که فقط خودشان را می بینند...

+ نگارنده مطلب: متین | |

خوبه اگه یه همچین روزی

با کسی باشی که واقعا دوسش داری

که دوستت داره...

دستشو بگیری و

بخوابی کنارش


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |

پشت پرواز های مخفیانه شب هایم

دست های تو

راز رازقی های کوچه های احساسم

حرف تو

عطر نمناک سبزه های تحویل لبخند نو

نمک سفره پر برکت زندگانی ام تویی

تو

همان که این و آنم شدی

لبی که ورد زبانم شدی

+ نگارنده مطلب: متین | |

مرگ این فاصله ها نزدیک است

خاطره بار سفر می بندد

وقت هم تنگ...

و تو همچون صبح سحر بی تابی

...

+ نگارنده مطلب: متین | |

و این نگاه تو

خوراک من است

...


ادامه مطلب
+ نگارنده مطلب: متین | |


Design By : MATIN